تبلیغات
^.^شهر پسرا^.^ - کرم ریزی های شبانه
کرم ریزی های شبانه
خب سلام سلام

پاری:سلام.

من:خب بروبچ چی بگم الان؟

پاری:چیز خاصی نگو برو ادامه سریع

من:نه آخه قبلا یه چیزی میگفتما

پاری:آره زیاد زر میزدی

ولی الان ولش 

من:د ن د باید یه چیز بگم

آها راستی امشب میریم سراغ ۲ نفر

پاری:دو نفر؟ کی و کی؟

من:شیرین و نگار 

پاری:من نمیاااااام

من:کسی هم نگفت بیا فرزندم :/

پاری:یه زره منت بکش حداقل

من:زر نزن.بریم ادامه

خب این دو هدف ما تو حیاط نشستن دارن گل میگن و میشنون

خب بگیرین بکپین دیگه بابا ااااه

این وقته شب تو حیاط نشستن

حالا من چه غلطی بکنم چه بلائی سرشون بیارم؟

آها فهمیدم.خداروشکر همیشه هرچی بخوام تو اتاقم دارم

لامصب فروشگاه زنجیره ای انواع اقسام لوازم کرم ریزیه.

رفتم اتاقم.با اون قوطی که توش پر از این

عنکبوت گنده هاست آوردم

یه سطل آب هم آوردم و چند تا کوفت و زهرمار دیگه

این دو خواهر رفیق نما جدا نشدنی رو صندلی کنار میز نشستن

منم پشتشون.اصن منو نمیدیدن بس که

مشغول حرف زدنن.

یه عنکبوت در آوردم.واااای خیلی نازه(اگه بگی عجیب غریبم فکتو میارم پایینا=/ )

انداختم طرف لباس نگار.ببینیم چی میشه.

نگار:شیرین قلقکلم نده دیگه

شیرین:خواهر خل شدی؟کی داره قلقکت میده؟

نگار:هههه مسخره بازی در نیار .قلقلکم نده دیگه.هههه

شیرین:چته چرا واس خودت میخندی؟(برگشت طرفش)

جییییییییییییییغ 

نگار:ای گوشم چته دیوونه؟

شیرین:عنکبوت رو شونته .عنکبوت رو شونته.جیییغ

نگار:چییی؟ااااااااه عنکبووووت

با دستش عنکبوت رو انداخت اون ور.عنکبوت بیچارمم فرار کرد

خدافظ عنکبوتم.

وقتی شیرین هنوز سر پا بود یکی هم انداختم پشتش دوباره قائم شدم

نگار:جییییغ شیرین یکی هم پشتت به لباست چسبیده.

شیرین:چیییییی؟برش دار برش دار

نگار شال گردنش رو پرت کرد طرف عنکبوت ، اونم افتاد پایین و د بدو.

این یکی عنکبوت مظلومم هم فرار کرد.خدافظ.

خب دیگه عنکبوت بازی بسه.

یدونه از این چیزا هست شبیه بوق.فشارش میدی صدای گوش خراش بوق ازش در میاد.

ازونا برداشتمو با سطل آب رفتم پشت سر این دوتا که الان

دیگه ریلکس نشسته بودن.

کنار گوششون:بووووووووووق

شیرین:جیییییییغ

نگار:ااااااااه

این چی بود؟

شیرین:لیاااااا

نگار:باز این دختره

من:سلام خیلی ممنون خوبم خانواده هم خوبن

همه سلام میرسونن شما چطورین؟

نگار:لیا خفت میکنم

من:شما دوتا خواهر رفیق نما جدا نشدنی پیش هم بمونین.لازم نیست به زحمت بیوفتین

آها در ضمن هردوتاتون یه دیقه منو نگاه کنین

شیرین و نگار برگشتن سمتم:ها چته؟

من:این واسه فراری دادن عنکبوتای مظلوممه.

یهو سطل آب و ریختم رو صورتشونو با خنده زدم به چاک.

من:خب دیگه امنه.

خب بروبچ بگین فردا شب سراغ کی برم.بگینا.

خب فعلا خدافظ

شیرین:لیااااااااااااااا

نگار:میکشمت دختره ی .......

من:یا علی صدای جیغشون میاد.الفراااااار

_____________________________

دوربین خاموش شد


موضوعات: کرم ریزی شبانه ،
برچسب های وب: کرم ، ریزی ، شبانه ،
[ شنبه 4 دی 1395 ] [ 04:57 ق.ظ ] [ امین صدیقی پور ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب