تبلیغات
^.^شهر پسرا^.^ - کرم ریزی شبانه
کرم ریزی شبانه
خب خب سلام.
اوووف از صبح نشستم دارم بند و بساطای الان رو آماده میکنم.
راستی هالووینه ها.
تازه قرار بریم دوباره سراغ پاری.
چون بچم خیلیییی ترسوعه.
واس همین میخوام هرچی کرم دارم واس هالووین
سرش خالی کنم
جیگرم خنک شه.
لئو:لیا میخوای من بهت ایده بدم که بازم عین دیروز ازم تشکر کنی.
من:حرررفشم نزن که پدر تو در میارم.
دیگه نمیخوام از اون سوتیا بدم.
خب خب فعلا شوت شید ادامه

میخوام گومی تا سر حد مرگ بترسونم.
با تمام بند بساطم با لئو رفتیم اتاق این دختره.
با هم تور عنکبوت رو هر گوشه اتاقش نصب کردیم.
کف اتاقش یه زره خون مصنوعی زدم.
کدو هایی که درست کرده بودم رو گوشه گوشه ی اتاقش گذاشتم.
چند تا شمع خیلی کوچیک هم دور و بر گذاشتم.
بعد رو تخت شو پر عنکبوت مصنوعی کردم .حتی رو گردنشم بدونه گذاشتم.
بعد از اتاق اومدم بیرون.باید خودم رو آماده میکردم.
موهام که سفیده خیلی ضایعست.با گچ مشکی موهام رو تیکه تیکه سیاه کردم.
بعدم تا میتونستم شلخته کردمش.کلی هم جلو صورتم ریختم.
خودم که آرایش بلد نیستم.به لئو گفتم زیر چشمامو سایه بزنه انگاری که مثلا گود افتاده.
بعد برای اولین بار تو عمرم از ناخون مصنوعی سیاه بلند استفاده کردم.
بعدم یه لباس بلند سفید که خاکی کرده بودمش پوشیدم.
دیدم اینم خیلیییی ضایعست.تا تونستم لباس رو پاره پوره کردم.
بعدم ساطور الکی رو برداشتم بهش خون مصنوعی زدم.
یه زره هم به لباسم زدم.یه خورده هم خون گوشه لبم ریختم.
منم که عاشق بازیگری با یه حالت هیولا وار بی حال که ساطور رو بالا گرفته انگار
میخواد یکی رو تیکه تیکه کنه راه میرفتم.
رفتم سمت تختش.با وحشتناک ترین صدایی که میتونستم از خودم در بیارم صداش زدم.
من:گو....گومییی...(خنده ی مسخره).
ناخونای بلند سیاهمو رو صورتش کشیدم.
من:هاا...گووومییی....
گومی مثل اینکه از خواب بیدار شد.منم عین جن پریدم روش بعد یه لبخند دیوانه وار زدم.
از لبخند دندون نماهای ترسناک.ساطورمم جلو صورتش.
گومی:تو....جییییییییییییغ...
دست و پا میزد ولی من هنوز روش بودم و هی چرت و پرت می گفتم.
من:انگار...اینایی که تا الان...دخلشون رو آوردم...کافی نبودن...هه هه هه
گومی با جیغ و گریه:جییییغ ولم کن تورو خدا ولم کن.
من صورتم و بردم کنار گوشش:تو ...رو هم....میخواااام...(خنده ی مسخره).
گومی:جیییییییییغ.نههههههه
کلی از این مسخره بازیا در آوردم و اون گریه میکرد .بعد بلندش کردم آوردمش وسط اتاق.
از پشت گرفتمش و ساطور رو گذاشتم رو گردنش.
گومی به هق هق افتاده بود.
از پشت کنار گوشش گفتم:هالووین....مباررررک....هه هه هه
بعد ساطور رو پرت کردم یه ور دیگه بعدم گومی رو انداختم پایین.
گومی تعجب کرده بود که چرا نکشتمش.رفتم چراغ رو روشن کردم بعدم رفتم جلو گومی.
بیچاره هنوز میترسید.
رفتم جلوتر موهامو زدم کنار.بعد با صدای خودم:سلوووووم گومی.چطور مطوری؟
حالا بماند که پاری فکر کرد جن منو تسخیر کرده و بعد فهمید چیشد چقد جیغ و داد راه انداخت.
من که در رفتم.الان لئو نگهش داشته تا من برنامه رو تموم کنم.
من:خب دوستان امید ولرم از کرم ریزی هالویینی ما خوشتون اومده باشه.فعلااااا.
گومی:لیااای اشغاااااااال
_________________________________________
دوربین خاموش شد

موضوعات: کرم ریزی شبانه ،
برچسب های وب: کرم ، ریزی ، شبانه ،
[ شنبه 4 دی 1395 ] [ 10:00 ق.ظ ] [ امین صدیقی پور ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب